|
دلم تا عشق باز آمد در او جز غم نمي بينم *********دل بي غم كجا بينم در اين عالم نمي بينم
|
|
|
|
*********************************************************************** بايد فراموشت كنم , چنديست تمرين مي كنم///من مي توانم مي شود , آرام تلقين مي كنم با عكس هاي ديگري تا صبح , صحبت مي كنم /// با آن اتاق خويش را , بيهوده تزئين مي كنم سخت است اما مي شود , در نقش يك عاقل روَم /// نه شب دعايت مي كنم , نه صبح نفرين مي كنم حالم نه اصلا خوب نيست , تا بعد بهتر مي شوم /// فكري براي اين دل ِ تنهاي غمگين مي كنم من مي پذيرم رفته اي و برنمي گردي همين /// خود را براي درك اين , صدبار تحسين مي كنم از جنب و جوش افتاده ام , ديگر نمي گويم به خود /// وقتي عروسي مي كند , آن مي كنم , اين مي كنم! هرچه دعا كردم نشد , شايد كسي آمين نگفت /// حالا تقاضاي دلي سرشار از آمين مي كنم **********************************************************************
v من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید خدا گفت : نه آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی v من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد خدا گفت : نه روح تو کامل است . بدن تو موقتی است v من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد خدا گفت : نه شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی v من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد خدا گفت : نه من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد v من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد خدا گفت : نه درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد v من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد خدا گفت : نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی v من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید خدا گفت : نه من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری v من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده باشد که خداوند تو را برکت دهد... برای دنیا تو ممکن است فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر، تو ممکن است به اندازۀ دنیا ارزش داشته باشی داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت تقدیم به آبجی {سپیده} گلم و دوستان عزیزم
کوروش بزرگ یا کوروش کبیرمعروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا سال ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر،
پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و
بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون و گسترش تمدن، شناخته
شدهاست.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند.
مجموعه زیر سخنانی است که منتسب به این پادشاه اسطیری ایران می باشد:
منبع: http://www.farsico.ir
دل من دیر زمانی ست که می پندارد: ********************************************************************************** اینم یه نوع دوستی اما به سبک حیوانات
|