|
دلم تا عشق باز آمد در او جز غم نمي بينم *********دل بي غم كجا بينم در اين عالم نمي بينم
|
|
|
|
*********************************************************************** بايد فراموشت كنم , چنديست تمرين مي كنم///من مي توانم مي شود , آرام تلقين مي كنم با عكس هاي ديگري تا صبح , صحبت مي كنم /// با آن اتاق خويش را , بيهوده تزئين مي كنم سخت است اما مي شود , در نقش يك عاقل روَم /// نه شب دعايت مي كنم , نه صبح نفرين مي كنم حالم نه اصلا خوب نيست , تا بعد بهتر مي شوم /// فكري براي اين دل ِ تنهاي غمگين مي كنم من مي پذيرم رفته اي و برنمي گردي همين /// خود را براي درك اين , صدبار تحسين مي كنم از جنب و جوش افتاده ام , ديگر نمي گويم به خود /// وقتي عروسي مي كند , آن مي كنم , اين مي كنم! هرچه دعا كردم نشد , شايد كسي آمين نگفت /// حالا تقاضاي دلي سرشار از آمين مي كنم **********************************************************************
کوروش بزرگ یا کوروش کبیرمعروف به کوروش دوم نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش بمدت سی سال، از سال ۵۵۹ تا سال ۵۲۹ پیش از میلاد، بر ایران سلطنت کرد.بخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر،
پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و
بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون و گسترش تمدن، شناخته
شدهاست.ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار مینامیدند. یهودیان این پادشاه را، به منزله مسیح پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند.
مجموعه زیر سخنانی است که منتسب به این پادشاه اسطیری ایران می باشد:
منبع: http://www.farsico.ir
دل من دیر زمانی ست که می پندارد: ********************************************************************************** اینم یه نوع دوستی اما به سبک حیوانات
باغ من آسمان را گرفته در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی روز وشب تنهاست، با سکوت پاک غمناکش
ساز او باران ، سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست وز جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله ی زر تار پودش باد گو بروید یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد باغ نومیدان، چشم در راه بهاری نیست
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ور به رویش برگ لبخندی نمی روید باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟ داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
باغ بی برگی خنده اش خونی ست اشک آمیز جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن پادشاه فصل ها ؛ پاییز
{مهدی اخوان ثالث} خوب دیگه موضوع مشخصه ----> پاییز
افساردلم دست خدابود چنین شد! ای وای اگردست خودم بودچه می شد؟! مقصود دلم مهرو وفا بود چنین گشت! گرمقصدمن جور وجفابود چه میشد؟! *************************************************************************** همانطور گه گفتم اولین موضوع مورد بحث کلمه ی زیبای خداست
شما با شنیدن این کلمه اولین جمله ای که به ذهنت میرسه چیه؟ انتخاب بهترین نظرهم در پایان وقت این موضوع باز بر عهده ی شما دوست گلم هستش طرح سوال از این به بعد به همین صورت هستش نظر یادتون نره خیلی مهمه برامون
http://www.takmob.net/download.php?software/java_1/Nimbuzz%20Java%20[www.takmob.net].zip
باغ تنهايي دل بي تو خزان است بيا
آتش عشق تو هر لحظه به جان است بيا
بي تو اين سوخته دل دل زده از هر دو جهان ديده بر جرعه نگاهي نگران است بيا
نه بهاران نه چمن هيچ نشد مرهم دل چشم دل در پي آن سرو چمان است بيا
به سراپرده دل نيست کسي جز رخ تو دل افروخته را تاب و توان است بيا
گرچه دل در غم تو پير در ميکده شد به هواي سر کوي تو جوان است بيا
|